یک روزی مدیر ما به رئیس کل گفته بابا ما نیرو کم داریم بچه ها تحت فشارن .. رئیس کل هم میگه آره بابا میبینم هر دفعه آسانسور توی طبقه شما وای میاسته و در باز میشه یکی داره خمیازه میکشه ...
این جریانو مدیر که گفت از اون موقع تا بحال همه اش بحث اینه که وقتی در آسانسور باز شد کی بوده که خمیازه میکشیده .. جالبه که خمیازه حداقل ۵ تا مدعی پر و پا قرص داره ...
امروز یک روز خوبه .. همچین کم کار ولی با کارای کش دار ...ماموریت نرفتم و تهرانم ولی شب خواب دیدم که یکی میگه سفارشتو کردن که بری واحد شمیرانات ... نمیدونم توی این کار خیری هس تیا نه . خوابو که برای همکارا گفتم پرسیدن حالا دوست داری بری ؟ منم بنظرم بدی نیامد .... حالا ببینیم چی میشه