تنها عشق است ...

عشق .... عشق ....

دوست عزیزم حمید آقای نجف آبادی ...

گاهی حیرت میکنم از اینکه چرا وقتی به عشق فکر میکنم  حتما نوای تار در گوشم میپیچد و دستگاه شور ... 

چرا نوای خسته کمانچه است و چرا گلوی خشک و سوزان ؟

چرا با عشق همیشه شعر هست ؟ چرا شعر عاشقانه میشود ؟ 


به وقت عاشق شدن : 

در دل و جان خانه کردی عاقبت 

هر دو را ویرانه کردی عاقبت 

آمدی کاتش در این عالم زنی 

وانگشتی تا نکردی عاقبت

(مولانا)

که حس طرب و گرما دارد . بلافاصله حس دلتنگی میاید : 

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد ؟ 

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد ؟

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت 

وای از آن مست که با مردم هشیار چه کرد ؟

(حافظ)

و دل تنگ یار و پیاده رو های تنهایی و قدم زدنهای بی پایان در دل شب . پس که وصل می آید : 

ای خدا این وصل را هجران مکن 

سرخوشان عشق را نالان نکن 

باغ جان را تازه و سرسبز دار 

قصد این بستان و این مستان مکن ....

(مولانا)

و عاشق قدیم را در یاد حس عاشقی وادار به اعتراف میکند : 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم 

در میان لایه و گل آشیانی داشتم 

گرد آن شمع طرب میسوختم پروانه وار 

پای آن سرو روان اشک روانی داشتم 

(رهی معیری) 

در نهایت همه این مناجات ها و یاز و سوزها گفتمان عشق است از منظر عاشق . پس بدون عاشق عشقی نیست و معشوق گرچه به ظاهر دلیلی بر ابراز عشق است اما عاشقی حتی وقتی معشوق بر میتابد از سر مذمت سخن میگوید : 

گفت خود دادی به ما دل حافظا 

ما محصل بر کسی نگذاشتیم ....

و یا حتی این عاشق است که چشم در چشم معشوق بدنبال عشق است : 

گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم 

که نهانش نظری با من دلسوخته بود 


دوست عزیز ... عشق تنها عشق است ... بدون هیچ عاشقی و معشوقی . بدون هیچ فلسفه و دلیلی . تنها عشق است و عشق و عشق ....



من يقين دارم كه در رگ هاي من خون رسولي يا امامي نيست. 
نيز خون هيچ خان پادشاهي نيست 
وين نديم ژنده پيرم دوش با من گفت

كاندرين بي فخر بودن ها گناهي نيست.......

م.اخوان ثالث

پدرم خدا بیامرز وقت مهمونی میرفت سه تا هندونه میخرید . میگفتن چرا سه تا میخری ؟ میگفت دوتاش مال منه که جلو مهمون کمتر بخورم . حقا که فرزند خلفم من !

مثل یک پروانه ببین .....اسیر مشت بسته ام !

ببخشید تاخیر طولانی شد . پایین رو یک نگاهی بندازید تا ادامه ماجرا از دستتون در نره ....


یک هفته ای خبری نشد . توی این مدت همه اش داشتم تحقیق میکردم قانونی چطوری میتونم از سازمان جدا بشم . برای دوست عزیزم بردیا بگم که قرارداد های دولتی معمولا به سه صورته که کارمندای سازمان بصورت طنز اینجوری شرح میدادن  :

همسر قانونی ( یا شرعی یا سفید پوست ها) : یعنی اینکه طرف کارمند رسمی سازمانه و قرارداد خدمت به مدت 30 سال خدمت در دستگاه های دولتی رو داره . کارمند رسمی دارای رسته شغلی و گروه و پایه حقوقی مشخصه . یک کارمند رسمی رو نمیشه از سیستم دولتی بی دلیل بیرون کرد ( یعنی رئیس شب بخوابه و صبح بگه ازریخت تو خوشم نمیاد پس بیرونت میکنم ) ولی میشه با حفظ رسته و پایه حقوقی مسئول نظافت توالت شماره 3 ارباب رجوع کردش . یعنی رئیس میتونه . بالطبع کارمند رسمی هم نمیتونه هر وقت دلش خواست بره . باید بازخرید و یا بازنشسته بشه . 

همسر موقت ( یا صیغه ای یا دورگه ها) : یعنی اینکه کارمند قرارداد پیمانی با دولت داره . قرارداد های پیمانی معمولا به مدت 1 تا 5 سال بسته میشه و طبق قانون دارنده قرارداد پیمانی بعد از 8 سال میتونه رسمی بشه . تمامی مزایای یک کارمند رسمی رو داره و حقوقش از طرف دولت پرداخت میشه . ولی اگه دستگاه محل قراردادش نخوادش میتونه قراردادش رو تمدید نکنه . بنابر این اون هم در صورت دلخواه رئیس میتونه با حفظ سمت مسئولیت توالت شماره 4 رو بر عهده بگیره . البته از وقتی استخدام رسمی متوقف شده . داشتن قرارداد پیمانی یک جور قرارداد رسمی شناخته میشه .

دختر فراری (یا خیابونی یا سیاه پوستها): بنا به اینکه هر دستگاه دولتی فقط میتونه تعداد محدودی نیروی رسمی و پیمانی داشته باشه ، بر حسب نیاز و بودجه میاد با اشخاص قرار داد میبنده برای خدمات یک ساله . طبعا بودجه ها محدود و نیاز ها باید حساب شده باشن . بنابر این این تیپ قرارداد ر حسب نظر خود سازمان بسته میشه . حقوقش هم از بودجه سازمان پرداخت میشه و رئیس اگ از شما خوشش نیامد میتونه فردا که آسونه همون لحظه شما رو با اردنگی بیرون بندازه . بالطبع ! شما هم هر موقع عشقتون کشید میتونید از سازمان برای همیشه خداحافظی کنید و هیچ دردسری نداره ! 

حالااااااا .. حدس بزنید قرارداد من چه جوری بود ؟



پی نوشت : 

- این مطلب قابل استناد نیست . بخاطر اینکه من فقط بصورت خلاصه و بدون ذکر ماده و قانون و این حرفها فقط برای خواننده های معمول وبلاگم نوشتم . پس استناد به این مطالب غیر قانونی بوده و مسئولیت عواقب مربوطه به عهده استفاده کنندده است