دیشب خواب دیدم کور بودم و دوباره بینا شدم . تمام دیوار های بیمارستان رو با زغال نقاشی میکردم .از پرستار ها معذرت خوای میکردم و میگفتم آرزوی دیدن نقشها رو داشتم ......
دیشب خواب دیدم دوباره بینا شدم . چه لذتی داشت دوباره دیدن .....
چه لذت دردناکی بود ...
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:21 توسط منوچهر سابق !
|